أبو علي سينا

62

طبيعيات ( فارسى )

و اگر هوا بايشان نرسد غذاى « 1 » روح ايشان نبود . پس بايست اندر حكمت ايزدى كه ميان هوا و زمين ببعضى جايگاهها پيوند بودى « 2 » - بىميانجى آب ، تا حيوانات بزرگوار آنجا « 3 » بايستند . و زبر « 4 » زمين - و آن آب « 5 » هواء آبناك بود ، - كه از همسايگى زمين پذيراى « 6 » روشنائى آفتاب ، گرم شده بود . و زبر « 7 » وى هواء آبناك سرد - كه قوّت شعاع بوى نرسد ، « 8 » و زبر « 9 » وى هواى صافى . و زبر « 10 » وى هواء دود كن « 11 » كه : دود زمين تا دورى بر شود - و بحدّ « 12 » آتش رسد ، چنان كه سپستر بگوئيم . و از زبر « 13 » وى آتش صرف . و آتش صرف « 14 » را روشنائى - و گونه نبود ، و آنگاه او را گونه بود ، -

--> ( 1 ) غذاء - ط - د - ن . ( 2 ) بود - آ . ( 3 ) اينجا - ك . ( 4 ) زير - د - ن - ط - آ - ه . ( 5 ) و از آب - خ م - ن ، - از آب - ط ، - و از آب و - د . ( 6 ) بپذيرائى - ط ، - و پذيراى - د . ( 7 ) از بر - ق - ك ، - زير - ط - د - ن - آ - ه ، - از زبر - ل . ( 9 ) از بر - ق - ك ، - زير - ط - د - ن - آ - ه ، - از زبر - ل . ( 10 ) از بر - ق - ك ، - زير - ط - د - ن - آ - ه ، - از زبر - ل . ( 8 ) برسد - ن . ( 11 ) دود كنى - د - ط . ( 12 ) برسود بجد - د . ( 13 ) و از بر - ق ، - و ز زبر - م ، - و زير - د - ن - آ - ه - ط . ( 14 ) بى : صرف - د .